برنامه سازمان فدائیان (اقلیت)

logosسازمان فدائیان (اقلیت) که مدافع منافع طبقه کارگر به طور اخص و از موضع طبقه کارگر، مدافع منافع عموم توده‌های زحمتکش ایران است، اهداف و مقاصد خود را آشکارا به صورت یک برنامه اعلام می‌دارد.

این برنامه که در حقیقت کیفر خواست کارگران ایران علیه نظام مبتنی بر ستم و استثمار سرمایه‌داری و سند محکومیت قطعی این نظام محسوب می‌شود، در عین حال، اعلان جنگ نهائی به تمام سرمایه‌داران و کلیه مرتجعینی است که مدافع وضعیت فلاکت بار کنونی و نظام مبتنی بر بردگی کار مزدوری هستند.

سازمان فدائیان (اقلیت) به منظور تحقق این اهداف که چیزی جدا از اهداف و منافع طبقه کارگر نیست، عموم کارگران و زحمتکشان استثمار شده و ستمدیده ایران را به تشکل و اتحاد حول این برنامه فرا می‌خواند.

۱- توسعه مبادله بین‌المللی و تولید برای بازار جهانی، آن چنان مناسبات نزدیکی میان تمام ملت‌های جهان به وجود آورده است که جنبش رهائی‌بخش کبیر پرولتاریا، به ناگزیر می‌بایستی بین‌المللی شود و از مدت‌ها پیش نیز بین‌المللی شده است.

ما به مثابه ادامه‌دهندگان راه حزب کمونیست ایران که در سال ۱۲۹۹ تاسیس گردید و یگانه سازمان طبقاتی انقلابی کارگران ایران بود، خود را گردانی از ارتش جهانی پرولتاریا و بخشی از جنبش کمونیستی جهانی تلقی می‌نمائیم و برای همان هدف نهائی مبارزه می‌کنیم که کمونیست‌های سراسر جهان. این هدف نهائی به وسیله خصلت جامعه سرمایه‌داری و روند توسعه آن تعیین گشته است.

۲- شیوه تولید سرمایه‌داری که وجه مشخصه اصلی آن تولید کالائی مبتنی بر روابط تولید سرمایه‌داری است و در آن مهم‌ترین و اساسی‌ترین بخش وسائل تولید و مبادله به اقلیتی محدود تعلق دارد، در حالی که اکثریت جمعیت مرکب از پرولتاریا و نیمه پرولتاریا بنا به موقعیت اقتصادی خود ناگزیرند به طور مداوم یا متناوب نیروی کار خود را به سرمایه‌داران بفروشند و استثمار شوند و با کار خود درآمد طبقات ثروتمند را به وجود آورند، با تحولاتی که در آغاز دهه چهل در ایران به وقوع پیوست، مسلط شد.

۳- این تحولات که برمبنای رشد تدریجی و طولانی مناسبات تولید کالائی و نیز نیاز سرمایه‌های امپریالیستی صورت گرفت، مناسبات تولید کالائی را تا اقصا نقاط کشور گسترش داد.

ایران که تا پیش از رفرم‌های اوائل دهه چهل، به مثابه تولید کننده محصول واحد نفت در سیستم جهانی تقسیم کار امپریالیستی جای گرفته بود، از این پس به نحوی همه جانبه‌تر در نظام جهانی اقتصادی امپریالیستی ادغام گردید و به آن وابسته شد.

۴- مسلط شدن شیوه تولید سرمایه‌داری در ایران که با صدور روزافزون سرمایه‌های امپریالیستی، گسترش صنعت نوین و استفاده از تکنیک‌های جدید همراه بوده است، به طور مداوم منجر به از میدان بیرون رانده شدن موسسات کوچک به وسیله موسسات بزرگ شده است. تولید کنندگان کوچک که یارای مقاومت در برابر موسسات بزرگ را ندارند، دائما خانه خراب‌تر می‌شوند، برخی به پرولتاریا تبدیل می‌گردند، نقش دیگران در عرصه اقتصادی و اجتماعی محدودتر می‌شود و در پاره‌ای موارد به نحو مشقت باری به سرمایه وابسته می‌گردند.

۵- پیشرفت‌های تکنیکی که سرمایه‌داران را قادر می‌سازد به نحو فزاینده‌ای از کار زنان و کودکان در پروسه تولید و مبادله استفاده کنند، سبب شده است که مدام تقاضا برای نیروی کار از عرضه آن عقب بماند، وابستگی کارگر مزد بگیر به سرمایه افزایش یابد و سرمایه‌داران امکان بیشتری بیابند تا درجه استثمار کارگران را بالا ببرند. قدرت جذب بسیار محدود نیروی کار در سرمایه‌داری وابسته ایران، این روند را تشدید کرده است.

از این رو وجود یک ارتش عظیم از بیکاران سبب شده است که کارگران با عرضه ارزان نیروی کار خود، در معرض ستم و استثمار شدیدتری قرار گیرند و سطح استثمار آنها فوق‌العاده افزایش یابد.

۶- بحران‌های اقتصادی که در نتیجه تضادهای ذاتی سرمایه‌داری به نحو اجتناب ناپذیری به‌طور ادواری بروز می‌کنند و در ایران به علت وابستگی اقتصادی، به طور مداوم و کم سابقه ای تشدید می‌شوند و طولانی‌تر می‌گردند، این روند را باز هم بیشتر شدت می‌بخشند. بحران‌ها و دوره‌های رکود، از یکسو خانه خرابی تولیدکنندگان خرد را تشدید می‌کنند و از سوی دیگر وابستگی کارگر مزدبگیر به سرمایه افزایش می‌یابد و با سرعت بیشتری منجر به وخامت نسبی و گاه مطلق وضعیت طبقه کارگر می‌گردند. فقر و بدبختی، عدم اعتماد به آینده و فقدان تامین اجتماعی به نحو روزافزونی بیشتر می‌شود و نابرابری و شکاف میان ثروتمندان و تهیدستان مدام عمیق تر و وسیع تر می گردد.

۷- از اینرو به نسبت این که تضادهای ذاتی سرمایه‌داری رشد می‌کنند و توسعه می‌یابند، بر نارضایتی و اعتراض کارگران افزوده می‌شود، قدرت و همبستگی آن‌ها افزایش می‌یابد، مبارزه آن‌ها با استثمارگران تشدید می‌شود و تلاش برای رهائی از یوغ تحمل ناپذیر سرمایه بیشتر می‌شود. در عین حال روند توسعه سرمایه‌داری با تمرکز بخشیدن به وسائل تولید و مبادله و اجتماعی کردن پروسه کار در موسسات سرمایه‌داری، به‌طور مداوم امکان مادی جایگزینی روابط تولید سوسیالیستی به جای روابط تولید سرمایه‌داری، به عبارت دیگر شرایط مادی انقلاب اجتماعی را که هدف نهائی تمام فعالیت‌های کمونیست‌هاست، هرچه بیشتر فراهم می‌سازد.

۸- انقلاب اجتماعی پرولتاریائی با جایگزین کردن مالکیت اجتماعی به جای مالکیت خصوصی بروسائل تولید و مبادله و نیز تولید اجتماعی سازمان یافته و برنامه‌ریزی شده، به نابرابری اجتماعی، استثمار انسان از انسان و تقسیم جامعه به طبقات پایان خواهد بخشید و بدین ترتیب تمام بشریت ستمدیده را آزاد خواهد کرد.

۹- شرط لازم برای انقلاب اجتماعی، دیکتاتوری پرولتاریا یعنی کسب آن قدرت سیاسی است که طبقه کارگر را قادر می‌سازد مقاومت استثمارگران را درهم شکند، وسیع‌ترین دمکراسی را برای کارگران و زحمتکشان تامین نماید، تمام موانعی را که بر سر راه هدف بزرگش قرار دارد از میان بردارد و به تجدید سازماندهی سوسیالیستی جامعه بپردازد.

۱۰- رهائی طبقه کارگر تنها به دست خود طبقه کارگر میسر است. چرا که تمام طبقات دیگر جامعه علیرغم اختلاف منافعی که با خود دارند، همگی خواهان حفظ شالوده های نظام سرمایه‌داری‌اند.

۱۱- سازمان فدائیان (اقلیت) وظیفه خود می‌داند که تضاد آشتی ناپذیر میان کارگران و سرمایه‌داران را فاش سازد. اهمیت تاریخی و شرایط لازم برای انقلاب اجتماعی را به پرولتاریا توضیح دهد و چاره ناپذیری موقعیت توده‌های زحمتکش و استثمار شده دیگر را در جامعه سرمایه‌داری، و نیز نیاز به یک انقلاب اجتماعی را برای رهائی آنها از یوغ سرمایه آشکار سازد.

– سازمان فدائیان (اقلیت) تمام اقشار توده‌های زحمتکش و استثمار شده را تا آنجا که موضع پرولتاریا را اتخاذ می‌کنند به صفوف خود فرا می‌خواند.

سازمان فدائیان (اقلیت) خود را موظف می‌داند که در راه تشکیل حزب کمونیست ایران که قادر باشد مبارزه طبقاتی پرولتاریا را در تمام اشکال تجلی آن تا نیل به هدف نهائی رهبری کند، تلاش ورزد.

۱۲- سرمایه‌داری جهانی حدودا از آغاز قرن بیستم به مرحله امپریالیسم گام نهاده که بالاترین مرحله در تکامل سرمایه‌داری است.

– امپریالیسم آن مرحله از تکامل اقتصادی نظام سرمایه‌داری است که در آن انحصارات نقش تعیین کننده یافته‌اند. سرمایه بانکی با سرمایه صنعتی ادغام شده است. صدور سرمایه به کشورهای خارجی ابعاد عظیمی به خود گرفته است. تمام جهان از نظر ارضی – سیاسی میان کشورهای امپریالیست تقسیم گشته و تقسیم اقتصادی جهان میان انحصارات بین‌المللی آغاز شده است.

– در این مرحله از تکامل سرمایه‌داری، جنگ‌های امپریالیستی که بارزترین نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بوده است، برای تسلط بر جهان، کسب بازارهای جدید و انقیاد ملل عقب مانده اجتناب ناپذیر شده است.

– سطح فوق‌العاده بالای تکامل سرمایه‌داری، تمرکز فوق‌العاده عالی تولید که روند اجتماعی شدن تولید را به حد اعلای خود رسانده است، سلطه انحصارات و سرمایه مالی، رشد میلیتاریسم و خطرات و فجایع جنگ‌های امپریالیستی، موانع عظیمی که امپریالیسم بر سر راه مبارزه اقتصادی و سیاسی طبقه کارگر پدید آورده است، افزایش هزینه‌های زندگی و فشار های ناشی از آن، فقر، فلاکت و عدم اعتماد به آینده، همه این عوامل، مرحله کنونی سرمایه‌داری را به عصر انقلابات پرولتاریایی تبدیل نموده که بارزترین نمود آن انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر بوده است.

تنها انقلاب سوسیالیستی پرولتاریایی می‌تواند بشریت را از شر جنگ‌ها و تمام مصائبی که امپریالیسم به بار آورده  است، نجات دهد.

۱۳- فرا رسیدن عصر انقلاب‌های پرولتاریائی، امر آماده نمودن همه جانبه پرولتاریا را برای کسب قدرت سیاسی، برانداختن نظام سرمایه‌داری و استقرار سوسیالیسم به وظیفه مبرم روز تبدیل نموده است.

انجام این وظیفه، مبارزه همه جانبه‌ای را علیه تمام اشکال اپورتونیسم و گسست قطعی از آنها را می‌طلبد که به صور مختلف موانعی بر سر راه رشد مبارزه طبقاتی، رسالت تاریخی، هدف نهائی و اتحاد و همبستگی بین‌المللی پرولتاریا محسوب می‌گردند.

بارز‌ترین نمونه تحریف بورژوائی سوسیالیسم، سوسیال – دمکراسی و دیگر جریانات اپورتونیست– رفرمیست‌اند که با نفی نظری یا عملی دیکتاتوری پرولتاریا، لزوم الغاء مالکیت خصوصی و انکار عصر کنونی به عنوان عصر انقلابات پرولتاریائی، مارکسیسم – لنینیسم را نفی و تحریف نموده و سیاست سازش طبقاتی با بورژوازی را در پیش گرفته‌اند. کلیه این جریانات مرتد و خائن به طبقه کارگر محسوب می‌گردند.

* کمونیست‌های کشورهای مختلف در راه رسیدن به هدف نهائی مشترک خود که توسط غلبه شیوه تولید سرمایه‌داری در سراسر جهان معین شده است، ناگزیر از اتخاذ وظائف فوری غیر متشابه‌اند. زیرا سرمایه‌داری در تمام کشورها به یک درجه توسعه نیافته و در کشورهای گوناگون، سرمایه‌داری در محیط سیاسی و اجتماعی گوناگونی توسعه می‌یابد.

در ایران جائی که سرمایه‌داری هم اکنون به شیوه تولید مسلط تبدیل شده است، به سبب وابستگی اقتصادی و بقایای متعدد نظامات ماقبل سرمایه‌داری که موانع عمده‌ای بر سر راه پیشرفت اقتصادی و بسط کامل و همه جانبه مبارزه طبقاتی پرولتاریا محسوب می‌شوند، ستم سیاسی که بر میلیون‌ها تن از توده‌های مردم اعمال می‌شود و دیکتاتوری عریان و عنان گسیخته‌ای که توده وسیع مردم را در ناآگاهی و اسارت نگاه داشته است، پرولتاریای ایران نمی‌تواند هدف فوری و بلاواسطه خود را انقلاب سوسیالیستی قراردهد.

– بدین جهت سازمان فدائیان (اقلیت)، که برای برانداختن نظام سرمایه داری و استقرار یک جامعه کمونیستی مبارزه می کند، وظیفه نخست و فوری سیاسی خود را بر سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری حکومت شورایی به منظور تسهیل شرایط  برای گذار به سوسیالیسم قرار می دهد.

* انقلاب ایران بخشی از انقلاب جهانی پرولتاریائی سوسیالیستی محسوب می‌گردد.

– دولت بورژوایی که دمکراتیک ترین شکل آن جمهوری پارلمانی است که بر تارک آن مجلس موسسان قرار گرفته است، ابزار ستمگری و سرکوب طبقه سرمایه‌دار برای اسارت طبقه کارگر است. لذا نمی‌تواند وسیله رهایی پرولتاریا باشد. طبقه کارگر باید این دستگاه دولتی را درهم شکند و به جای آن دولت شورایی و حکومت شورایی را مستقرسازد.

– حکومت شورائی که برآمده ازقیام مسلحانه توده‌ها و تبلوراراده آن‌ها می باشد، آن نظام سیاسی است که درآن اعمال حاکمیت مستقیم و بلاواسطه توده‌ها جایگزین بوروکراسی، ارتش، پلیس و کلیه نیروهای مسلح حرفه ای مجزا از مردم، می گردد، سیستم انتصابی مقامات به کلی بر می افتد و کلیه مناصب و مقامات دولتی از صدر تا ذیل، انتخابی و در هر لحظه قابل عزل می باشند.

از این رو در حکومت شورائی:

۱- ارتش، سپاه، نیروهای انتظامی، بسیج و کلیه نیروهای مسلح حرفه‌ای مجزا از مردم منحل خواهند شد و تسلیح عمومی توده ای تحت اتوریته شوراها، جایگزین آنها خواهد گردید.

۲- تمام دستگاه بوروکراتیک برچیده خواهد شد و اعمال حاکمیت مستقیم توده‌ها از طریق شوراهایی که به مثابه نهادهای مقننه و مجریه هر دو عمل می‌کنند، برقرار خواهد شد.

۳- سیستم انتصابی مقامات برخواهد افتاد و کلیه مناصب و مقامات نه فقط انتخابی بلکه هر لحظه که اکثریت  انتخاب کنندگان، اراده کردند، قابل عزل خواهند بود. تمام مقامات، بدون استثناء، حقوقی برابر با متوسط دستمزد یک کارگر ماهر دریافت خواهند کرد.

۴- سیستم قضائی کنونی منحل می‌گردد و قضات نیز انتخابی و قابل عزل می شوند.

* در قانون اساسی حکومت شورائی باید مفاد زیر تضمین شود:

۱- اصل حاکمیت توده‌های کارگر و زحمتکش – قدرت دولتی باید در اختیار نمایندگان انتخابی توده‌های مردم باشد که در هر زمان به وسیله انتخاب کنندگان قابل عزل باشند.

۲- انتخابی بودن قضات و کلیه صاحب منصبان کشوری و لشگری.

۳- تسلیح عمومی توده ای تحت اتوریته شوراها.

۴- کنگره سراسری شوراهای نمایندگان کارگران و زحمتکشان شهر و روستا به عنوان عالی‌ترین ارگان حکومتی.

۵- حق رای همگانی، برابر، مستقیم و مخفی برای تمام افراد زن و مرد که به سن ۱۸ سال رسیده باشند.

۶- مصونیت فرد و محل زندگی او.

۷- آزادی مسافرت ، اقامت و شغل.

۸- آزادی مکاتبات.

۹- لغو هر گونه تفتیش، شکنجه و جاسوسی.

۱۰- آزادی فکر و عقیده، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی احزاب و سازمان‌های سیاسی، اتحادیه‌های کارگری، شوراها و کلیه تشکل‌های صنفی و دمکراتیک، آزادی تجمع، تظاهرات و اعتصاب.

۱۱- جدائی کامل دستگاه مذهب از دولت و مدارس از مذهب. مدارس باید مطلقا غیرمذهبی باشند.

۱۲- لغو کلیه محدودیت‌ها و تضییقاتی که علیه اقلیت‌های مذهبی اعمال می‌شود.

۱۳- برابری حقوق کلیه اتباع کشور مستقل از عقیده، نژاد، جنسیت، قومیت و ملیت.

۱۴- لغوهرگونه ستم و تبعیض برپایه جنسیت و برخورداری زنان از حقوق کامل اجتماعی و سیاسی برابر با مردان.

– برخورداری زنان از حقوق و مزایای کامل برابر با مردان در ازای کار مساوی.

– زنان باید آزادانه و با برابری کامل با مردان در تمام شئون زندگی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مشارکت داشته باشند و به تمام مشاغل و مناصب در همه سطوح دسترسی داشته باشند.

– لغو تمام قوانین و مقررات ارتجاعی مربوط به تعدد زوجات، صیغه، حق طلاق یکجانبه مرد، تکفل و سرپرستی فرزندان، قوانین و مقررات تبعیض آمیز در مورد ارث، مقررات حجاب اجباری، جداسازی زن و مرد در موسسات و مراکز عمومی و تمام مقررات و اقدامات سرکوب گرانه و وحشیانه نظیر شلاق، سنگسار.

– ممنوعیت هر گونه فشار، تحقیر، اجبار، اذیت و آزار و خشونت علیه زنان در محیط خانواده و اعمال مجازات‌های شدید در مورد نقض آن‌ها.

– لغو حجاب اجباری، ممنوعیت هرگونه فشار و اجبار در مورد نوع پوشش زن. زنان باید از حق آزادی انتخاب پوشش برخوردار باشند.

– آزادی کامل زن در انتخاب شریک زندگی خود. روابط خصوصی زن باید از هرگونه تعرض مصون باشد.

– به رسمیت شناخته شدن حق سقط جنین، بدون قید و شرط.

– برابری حقوق زن ومرد درامرطلاق، ارث وتکفل اولاد .

۱۵- الغاء هرگونه امتیاز واعمال ستم ملی، قومی، فرهنگی ونژادی .

۱۶- برابری تمام ملیت‌های ساکن ایران و لغوفوری و بدون قید و شرط هرگونه ستم، تبعیض و نابرابری ملی.

– لغو هرگونه امتیاز برای یک ملیت خاص. هیچ امتیازی به هیچ ملیت و زبانی نباید داده شود. تمام ملیت‌های ساکن ایران باید از این حق برخوردار باشند که آزادانه به زبان خود سخن بگویند، تحصیل کنند و در محل کار، مجامع و موسسات عمومی، نهاد‌های دولتی و غیره از آن استفاده نمایند.

– لغو تقسیمات جغرافیائی و اداری موجود که توسط رژیم‌های ستمگر حاکم بر ایران، مصنوعا ایجاد شده‌اند. مناطقی که دارای ترکیب و بافت ملی و جمعیتی ویژه‌ای هستند، باید محدوده‌های جغرافیائی و اداری خود را توسط شوراهای منطقه‌ای تعیین نمایند و از خودمختاری وسیع منطقه‌ای برخوردار باشند.

– اداره امور مناطق خود مختار، برعهده شوراهای منطقه‌ای منتخب خود مردم منطقه خواهد بود که بر مبنای اصل سانترالیسم دمکراتیک سازمان می‌یابند.

– مردم مناطق خود مختار از طریق شوراهای منتخب خود، در کنگره سراسری شوراهای نمایندگان کارگران و زحمتکشان در تعیین سیاست‌های عمومی و مسائل مربوط  به اداره امور سراسر کشور، مداخله خواهند داشت.

– هرگونه الحاق و انضمام اجباری مردود است. اتحاد تمام ملیت‌های ساکن ایران باید داوطلبانه و آزادانه باشد.

* ما همچنین خواهان اقدامات عمومی زیر می‌باشیم:

۱- آموزش رایگان و اجباری تا پایان دوره متوسطه، بهره مندی تمام دانش آموزان به هزینه دولت از غذا، پوشاک، وسائل تحصیل و ایاب و ذهاب.

– آموزش عالی رایگان.

– دگرگونی بنیادی و انقلابی در نظام آموزشی موجود و اقدام فوری در جهت یک پیکار انقلابی به منظور ریشه کن کردن بی سوادی.

– برقراری نزدیکترین پیوند بین مدرسه و کار اجتماعی مولد، تلفیق آموزش نظری و عملی.

۲- بهداشت و درمان رایگان، گسترش درمانگاه‌ها، بیمارستان‌ها، گسترش شیرخوارگاه‌ها، مهد کودک‌ها و موسسات آموزشی بهداشتی و پزشکی.

۳- تامین مسکن و تعدیل اجاره‌ها.

همه مردم ایران باید از مسکن مناسب برخوردار باشند. تحقق این خواست توده زحمتکش مردم نیازمند اجرای یک برنامه همه جانبه برای تولید انبوه مسکن است.

مادام  که مشکل مسکن به طور بنیادی حل نشده است، اقدامات فوری زیر باید به مرحله اجرا درآید:

– کلیه ساختمان‌های زائد دولتی و مصادره‌ای به عنوان مسکن در اختیار زحمتکشان قرار گیرند.

– اجاره‌ها متناسب با سطح دستمزد کارگران تعیین و به مرحله اجرا درآیند و بخشی از هزینه‌های مسکن از طریق سوبسید دولتی تامین گردد.

۴- ایجاد کار برای بیکاران، تضمین شغلی، بیمه شدن در مقابل بیکاری و پرداخت حق بیکاری معادل مخارج یک خانواده ۵ نفره کارگری به بیکاران از سوی دولت.

۵- تامین امکانات زندگی برای سالمندان و کودکان بی سرپرست و ایجاد مراکز ویژه برای نگهداری آنان به هزینه دولت.

* به منظور مبارزه عملی در جهت برانداختن سلطه امپریالیسم، قطع وابستگی، دمکراتیزه کردن اقتصاد کشور، توسعه اقتصادی و رفاه عمومی کارگران و زحمتکشان، ما خواهان انجام اقدامات زیر هستیم:

۱- ملی کردن کلیه صنایع و موسسات متعلق به بورژوازی بزرگ، انحصارات امپریالیستی، موسسات و نهادهای مذهبی.

۲- ملی کردن بانک‌ها و تمرکز آن ها در یک بانک واحد.

۳- ملی کردن شرکت های بیمه و تمرکز آن ها در یک موسسه واحد.

۴- ملی کردن موسسات ارتباطی و حمل و نقل بزرگ.

۵- ملی کردن تجارت خارجی و توزیع برنامه‌ریزی شده کالاها از طریق تعاونی‌ها.

۶- تمرکز اجباری صاحبان صنایع و موسساتی که سرمایه آن‌ها در مرحله کنونی انقلاب ملی نمی‌گردد، در اتحادیه‌ها و سندیکا‌های صاحبان صنایع.

۷- ایجاد و گسترش صنایع سنگین.

۸- الغاء اسرار بازرگانی به منظور اعمال یک کنترل واقعی بر تولید و توزیع.

۹- کنترل شوراهای کارگری بر تولید در کلیه صنایع، کارخانه ها و موسسات و نیز کنترل توده‌ای بر توزیع.

۱۰- الغاء کلیه قراردادهای اسارت بار امپریالیستی و افشاء مفاد آن‌ها برای آگاهی عموم خلق.

۱۱- لغو تمام مالیات‌های غیرمستقیم و برقراری مالیات تصاعدی بر ثروت، درآمد و ارث.

* به منظور مصون داشتن طبقه کارگر از تباهی جسمی و روحی و بسط توان او در مبارزه  برای رهائی، سازمان فدائیان (اقلیت) مطالبات زیر را مطرح می نماید:

۱- ۴۰ ساعت کار و دو روز تعطیل پی در پی در هفته، یک ماه مرخصی سالانه با پرداخت حقوق کامل.

۲- تقلیل ساعات کار روزانه کارگران معادن، صنایع و دیگر بنگاه‌هائی که با شرایط دشوار و مخاطره آمیز روبرو هستند به ۶ ساعت کار در روز و ۳۰ ساعت کار در هفته.

۳- احتساب اوقات ایاب و ذهاب، صرف غذا، سواد آموزی و حمام جزء ساعات کار.

۴- ممنوعیت کامل اضافه کاری.

۷- ممنوعیت سیستم پرداخت دستمزد به صورت جنسی و ممنوعیت قطعه کاری و کار کنتراتی.

۶- ممنوعیت شب‌کاری در تمام رشته‌های اقتصادی مگر در مواردی که به دلائل فنی یا رفاهی مطلقا ضروریست و مورد تائید تشکل‌های کارگری قرار گرفته باشد، آن هم حداکثر به مدت چهار ساعت.

۷- ممنوعیت استخدام کودکان در سنین تحصیل زیر ۱۸ سال.

۸- ممنوعیت کار زنان در رشته‌هائی که برای سلامتی آن‌ها زیان آور باشد.

۹- برخورداری زنان از حقوق و مزایای کامل برابر با مردان در ازای کار مساوی.

۱۰- مرخصی زنان باردار یک ماه قبل وشش ماه بعد از زایمان بدون کسر حقوق، با برخورداری از امکانات پزشکی، درمانی و داروئی رایگان.

۱۱- برخورداری زنان از تسهیلاتی چون شیرخوارگاه، مهدکودک، حق نگهداری و رسیدگی به نوزادان در محل کار.

پدر و مادر یکسان می‌توانند از این تسهیلات برخوردار باشند.

– احتساب اوقات رسیدگی و سرزدن به نوزادان جزء ساعات کار.

۱۲- بهره مند شدن کارگران از حق اولاد.

۱۳- ممنوعیت کسر دستمزد به بهانه جریمه، خسارت، غیبت و غیره.

۱۴- تعیین حداقل دستمزد کارگران متناسب با سطح هزینه‌ها و تامین معیشت یک خانواده ۵ نفره کارگری.

۱۵- افزایش پایه دستمزد کارگران متناسب با سطح هزینه‌ها هر سال یک بار.

۱۶- ممنوعیت اخراج کارگران توسط کارفرما.

– برخورداری نمایندگان منتخب کارگران کارخانه از حق تصمیم‌گیری در مورد اخراج و نظارت بر امر استخدام.

۱۷- بیمه کامل اجتماعی کارگران: بیمه بیکاری، سوانح، نقص عضو، جراحت، کهولت، فرسودگی، امراض ناشی از حرفه و از کارافتادگی.

۱۸- برقراری کنترل کامل و سازمان یافته بهداشتی بر کلیه بنگاه‌ها، ایمنی محیط کار، خدمات درمانی و بهداشتی رایگان و پرداخت کامل حقوق دوران بیماری.

۱۹- احتساب ایام بیکاری جزء سابقه کار کارگران.

۲۰- شرایط بازنشستگی برای مردان حداکثر ۵۵ سال سن یا ۲۵ سال سابقه کار، برای زنان حداکثر ۵۰ سال سن یا ۲۰ سال سابقه کار، و در رشته‌هائی که با شرایط دشوار، مخاطره آمیز و زیان‌آور روبرو هستند حداکثر۴۵ سال سن و یا ۲۰ سال سابقه کار.

۲۱- تنظیم مقررات و آئین نامه داخلی کلیه مراکز تولیدی با نظارت و تصویب نمایندگان کارگران.

۲۲- تدوین قانون کار با مشارکت، نظارت و تصویب تشکل‌ها و مجامع کارگری.

۲۳- ایجاد کار برای بیکاران و پرداخت حق بیکاری معادل مخارج یک خانواده ۵ نفره کارگری به کارگران بیکار.

۲۴- آزادی اتحادیه‌های کارگری و حق اعتصاب با پرداخت دستمز کامل کارگران در دوران اعتصاب.

۲۵- تساوی حقوق کارگران کشاورزی، حرف و امور خدماتی، با کارگران صنعتی.

* به منظور پایان بخشیدن به کلیه بقایای مناسبات فئودالی، بسط مبارزه طبقاتی در روستاها و افزایش سطح رفاه زحمتکشان روستا، سازمان فدائیان (اقلیت) خواهان اجرای برنامه ارضی زیر می‌باشد:

۱- ملی شدن کلیه اراضی، مراتع، جنگل ها و همه منابع طبیعی و زیرزمینی.

۲- ضبط فوری کلیه اراضی، املاک و ابزار و وسائل تولید ملاکین و زمین داران بزرگ، موقوفات و بنیادهای متعدد مذهبی و انتقال فوری آن‌ها به دهقانان متشکل شده در شوراها و اتحادیه‌های دهقانی.

۳- پشتیبانی از جنبش دهقانان برای مصادره ارضی، مادام که جنبه انقلابی و دمکراتیک داشته باشد.

۴- اراضی مکانیزه و به‌طور کلی زمین‌هائی که به شیوه عالی کشت می‌شوند، بدون آن که تقسیم گردند، باید تحت کنترل شوراهای کارگران کشاورزی قرار گیرند.

۵- متشکل کردن دهقانان خرده پا در تعاونی‌ها و تشویق دهقانان به کشت جمعی و ایجاد واحدهای بزرگ کشاورزی به منظور صرفه جوئی در کار و هزینه محصولات.

۶- لغو کلیه بدهی‌های دهقانان به دولت، بانک‌ها و کلیه موسسات مالی سرمایه‌داران، ملاکین و رباخواران.

۷- پرداخت وام بدون بهره به دهقانان و تامین هرگونه کمک تکنولوژیک از قبیل ماشین آلات، کود، بذر و غیره.

۸- ایجاد و توسعه جاده‌ها، شبکه‌های آبیاری، آبرسانی و برق سراسری در روستاها.

۹- برخورداری کارگران روستا از شرایط و مزایای کارگران شهری.

۱۰- ایجاد و توسعه مراکز درمانی، بهداشتی و فرهنگی در جهت رفاه ساکنین روستاها.

– به علاوه، سازمان فدائیان (اقلیت) وظیفه خود می‌داند که برای تشکل طبقاتی مستقل پرولتاریای روستا تلاش کند، تضاد آشتی ناپذیری را که میان او و بورژوازی دهقانی وجود دارد و نیز نیاز به یک انقلاب سوسیالیستی را توضیح دهد.

* در زمینه سیاست خارجی ما خواهان اجرای موارد زیر هستیم:

۱- حمایت و پشتیبانی مادی و معنوی از جنبش انقلابی طبقه کارگر و جنبش‌های انقلابی–دمکراتیک ضدامپریالیست در سراسر جهان.

۲- برافتادن رسم دیپلماسی سری و آگاهی عموم مردم از تمام مباحثات، مذاکرات، عقد قراردادها و پیمان‌ها با دول دیگر.

* سازمان فدائیان (اقلیت) در راه مبارزه به خاطر مطالبات فوق الذکر از هر جنبش انقلابی و اپوزیسیون که مخالف سیستم اجتماعی و سیاسی موجود ایران باشد، پشتیبانی می کند. اما در همان حال کلیه اقدامات رفرمیستی را که متضمن تثبیت یا گسترش مداخلات پلیسی- بوروکراتیک در زندگی توده‌های مردم است قاطعانه محکوم کرده و مردود می‌شمارد.

* سازمان فدائیان (اقلیت) معتقد است که تحقق مطالبات فوق‌الذکر تنها از طریق سرنگونی رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی و برقراری حکومت شورائی به رهبری طبقه کارگر میسر خواهد بود.

مصوب کنفرانس اول سازمان فدائیان (اقلیت) – ۱۳۶۶

چاپ ۱۳۸۷- با اصلاحات کنفرانس یازدهم سازمان

متن کامل در فرمت پی دی اف

POST A COMMENT.