شانزده آذر نماد مبارزه با استبداد است، نه تکریم ارتجاع و استبداد

شانزده آذر که به پاس گرامی داشت یاد سه دانشجوی مبارز دانشگاه تهران، احمد قندچی، شریعت رضوی و  مصطفی بزرگ نیا، به عنوان روز دانشجو نام گذاری شده است، در جامعه و در اذهان توده های مردم، همواره تداعی کننده روز مبارزه و تقابل جنبش دانشجویی با امپریالیسم، ارتجاع داخلی و استبداد حاکم بر کشور است. این ذهنیت، برخاسته از واقعیت عینی مبارزات آزادی خواهانه و ضد استبدادی دانشجویان است که در طول بیش از پنج دهه حقانیت مبارزاتی خود را اثبات کرده است. از این رو جنبش دانشجویی ایران نه تنها در حاکمیت استبدادی نظام پادشاهی گذشته، بلکه در دوران سلطه ارتجاع و استبداد مذهبی جمهوری اسلامی نیز، یکی از سنگرهای مبارزه علیه ستم و نابرابری بوده است.

از آنجایی که جمهوری اسلامی، به رغم همه فشارها، زندان و سرکوبگری که تا کنون بر جنبش دانشجویی اعمال کرده، و به رغم همه ترفندها و دسیسه هایی که از آغاز به قدرت رسیدن خود تا کنون در دانشگاه های کشور پیاده کرده است، قادر نشده به اهداف ارتجاعی خود دست یابد، لذا هم چنان در حال برنامه ریزی کردن سیاست های سرکوبگرانه، ارتجاعی و امنیتی علیه دانشجویان و جنبش دانشجویی است.

در این سه دهه، تمام تلاش رژیم بر این بوده تا جنبش دانشجویی را از خصلت مبارزاتی اش تهی سازد، دانشجویان را از مبارزه برای آزادی و برابری باز دارد، از مقاومت در برابر استبداد و ارتجاع مذهبی خارج سازد، و در نهایت، جنبش دانشجویی و به تبع آن شانزده آذر، روز دانشجو، روز نماد مبارزه علیه استبداد را، به روز تکریم ارتجاع مذهبی و تمکین در مقابل جنایت کاران حاکم بر کشور مبدل سازد.

توطئه ضد انقلاب فرهنگی اردیبهشت ١٣۵٩، با همین هدف شکل گرفت. تعطیلی دانشگاه ها به مدت دو سال و سپس گزینش پاسداران، بسیجیان و دیگر عوامل مزدور رژیم، در قالب تشکل های به اصطلاح دانشجویی، با همین هدف سازماندهی شد، تا با نام دانشجو، دانشجویان را سرکوب کنند، با ایجاد تشکل های جاسوس، مزدور و خودفروخته، آنهم تحت عنوان به اصطلاح تشکل های دانشجویی، هر نوع گرایش مستقل، نیمه مستقل و حتا دانشجویان منتقد را سرکوب، دستگیر و روانه زندان سازند، تا به زعم خود دانشگاه های کشور را نیز به مسجد، پادگان و در بهترین حالت به حوزه های علمیه تبدیل کنند. اما به رغم به کارگیری همه این تمهیدات، سرکوب ها، زندان و بگیر و ببندها، از آنجا که جنبش دانشجویی در کلیت خود، برخاسته از متن جامعه و شکل گرفته از فرزندان همین توده های مردم است، نه تنها رژیم را از دست یابی به اهدافش باز داشته، بلکه این جنبش تا کنون توانسته است با مقاومت، مبارزه و ایستادگی بر سر مطالبات آزادی خواهانه و برابری طلبانه اش قدم های بزرگی را نیز در جهت کسب هویت مستقل مبارزاتی اش بر دارد.

به رغم اینکه جمهوری اسلامی تا کنون از دست یابی به اهداف ارتجاعی اش در دانشگاه های کشور باز مانده است، اما با سرکوب گسترده دانشجویان چپ و سوسیالیست در آذر ماه ٨۶، تلاش نمود تا ١۶ آذر امسال را در دانشگاه تهران، به یک خیمه شب بازی حکومتی و تکریم از حاکمان مستبد تبدیل کند.

برای دست یابی به چنین هدفی، رژیم جدای از دنبال کردن سیاست سرکوبگرانه ی ثابت و همیشگی اش، تهاجمات جدیدی را  نیز از دو زاویه دیگر علیه دانشجویان آغاز کرد.

نخستین اقدام رژیم پرونده سازی امنیتی علیه دانشجویان بود. در این زمینه روزنامه کیهان، که در نقش ارگان وزارت اطلاعات رژیم و پیشبرنده سیاست های سرکوبگرانه ی خامنه ای عمل می‌کند، زودتر از همه دست به کار شد. این روزنامه همزمان با فرا رسیدن روز دانشجو، بر حجم پرونده سازی خود علیه دانشجویان ‏افزود. روز شنبه نهم آذر، صفحه ای را به اتهام و پرونده سازی علیه دانشجویان اختصاص داده و ‏طی آن ادعا کرد که، دانشجویان در صدد “براندازی نرم” حکومت هستند. و لذا برای پاکسازی دانشجویان منتقد و مقابله ی بیشتر با جنبش دانشجویی، مجددا ضرورت یک ضد انقلاب ‏فرهنگی دیگررا به مسئولان رژیم یادآور شد.

حسین شریعتمداری، بازجوی زندان های اوین، گوهردشت و قزالحصار در دهه شصت، و نماینده فعلی خامنه ای در کیهان، با متهم کردن دانشجویان به “تجزیه طلبی”، وابستگی به “پژاک” و “گروه ریگی”، و نیز پرونده سازی امنیتی علیه دانشجویان مبارز، سعی کرد زمینه های سرکوب هرچه بیشتر دانشجویان به ویژه برخی مناطق کشور از جمله دانشجویان تبریز، سیستان و بلوچستان، ‏ترکمن صحرا، و کردستان را فراهم سازد. در واقع روزنامه کیهان ، با علنی کردن سیاست نیروهای امنیتی- اطلاعاتی رژیم، آنهم در روزهای پیش از ورود به برگزاری مراسم های گرامی داشت روز دانشجو، پیشاپیش تلاش خود را برای فضا سازی و مرعوب ساختن دانشجویان آغاز کرد.

هم زمان با فضا سازی نماینده خامنه ای در روزنامه کیهان، مهدی زاهدی وزیر علوم دولت احمدی نژاد نیز وارد میدان شد تا طرح حکومتی کردن مراسم روز دانشجو را به اطلاع همگان برساند. زاهدی در گردهمایی روسای دانشگاه های سراسر کشور اعلام کرد: “مقام ‏رهبری امسال برای اولین بار در روز ۱۶ آذر، در جمع دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران حضور خواهند ‏یافت”.

او همچنین ادعا کرد: “عناصر ضدانقلاب، سال هاست که می‌خواهند ‏به اشکال مختلف از برگزاری مراسم روز دانشجو سوء استفاده کنند و حضور مقام رهبری در این مراسم نویدی ‏بر جلوگیری از دستیابی این افراد به اهداف ضد انقلابی شان به شمار می‌آید”.

در کنار این حرکت ها، دولت احمدی نژاد نیز با اتکاء به تشکل های مزدور، جاسوس و شبه نظامی اش، از قبیل بسیج دانشجویی، انجمن اسلامی مستقل و … تلاش خود جهت برگزاری یک مراسم دولتی دیگر در دانشگاه تهران را آغاز کرد. به راستی چرا؟

جمهوری اسلامی، دولت احمدی نژاد و وزیر علوم اش مهدی زاهدی ‎، پس از سه دهه سرکوبگری علیه دانشجویان، انگار دوباره خود را در شرایط روزهای آغازین به قدرت رسیدن رژیم می بینند. مسلما وزیر علوم دولت احمدی نژاد دیر از خواب بیدار شده است. مگر طرح حکومتی کردن روز دانشجو، بیش از یک دهه توسط دانشجویان مزدور و تشکل های وابسته به رژیم در دانشگاه های کشور دنبال نشد؟ آیا جمهوری اسلامی توانست ١۶ آذر، را مصادره به مطلوب کند؟ رژیم با گزینش بسیجیان، پاسداران و حاکم کردن عوامل مزدور خود بر دانشگاه های کشور، یک دهه تلاش کرد تا دانشگاه و جنبش دانشجویی را نه تنها از خصلت ضد استبدادی و آزادی خواهانه اش باز دارد، بلکه بر این باور بود تا جنبش دانشجویی را به یکی از زائده های قدرت و حکومت نیز تبدیل کند. حاصل برای جمهوری اسلامی چه بود؟ آیا توانست به اهداف ضد دانشجویی خود دست یابد؟ مسلما خیر.

پس چرا رژیم دوباره به فکر تجربه های شکست خورده ی خود افتاده است؟ بدون شک آنچه هم اکنون خواب رژیم را آشفته کرده، خارج شدن جنبش دانشجویی از مدار سلطه حاکمیت جمهوری اسلامی است. رژیم همه امکانات فرهنگی، امنیتی، اختناق و سرکوبگری خود را بکار گرفت به این امید که شاید بتواند دانشگاه و جنبش دانشجویی را به زائده قدرت تبدیل کند، و اکنون پس از سه دهه، نه تنها جنبش دانشجویی را برای خود از دست رفته می بیند، نه تنها نتوانسته آن را به تکریم حاکمیت بکشاند، بلکه این جنبش را در مقابل خود و حاکمیت سرکوبگرانه اش نیز می بیند. این واقعیت، آنچنان بر رژیم گران آمده که همانند قماربازی که سرمایه اش را باخته خود را به آب و آتش می زند، آخرین سرمایه و برگ برنده اش-خامنه ای- را نیز بیرون می کشد، شاید اندکی ازسرمایه از دست رفته را باز گرداند.

اما خصلت مبارزه جویانه جنبش دانشجویی، به امثال خامنه ای و دیگر مسئولان جمهوری اسلامی نیز نشان می‌دهد که ١۶ آذر، روزی نیست که رژیم جنایت کاری  همچون جمهوری اسلامی، بتواند آن را به نفع خود مصادره کند. چنانکه دیدیم با همه تبلیغات وزیر علوم و تشکل مزدوری چون بسیج دانشجویی، نه خامنه ای در دانشگاه علم و صنعت حضور یافت، چرا که می‌دانست دانشجویان با همان شعار مرگ بر دیکتاتور از وی استقبال خواهند کرد و نه شبه نظامیان بسیج دانشجویی قادر به برگزاری مراسم دولتی پنج هزار نفری خود در دانشگاه تهران شدند.

جنبش دانشجویی هم اکنون در جایگاهی بسیار فراتر از خواب های خوش رژیم و خامنه ای قرار دارد. برای این جنبش، ١۶آذر، نماد مبارزه با امپریالیسم، ارتجاع داخلی و استبداد حاکم بر جامعه است، نه تکریم حاکمان سرکوبگر. ١۶ آذر، روز همبستگی دانشجویان با توده های مردم در دفاع از آزادی و برابری است، نه همبستگی با دشمنان مردم و سرکوبگران آزادی. ١۶ آذر، روز خروش دانشجویان در پاسداری از حریم دانشگاه است، نه کرنش در مقابل کسانی که صحن دانشگاه را به خون کشیده اند.

مضحک است که نماد ارتجاع و استبداد، فکر می کند خواهد توانست ١۶ آذر، روز مبارزه با امپریالیسم، ارتجاع داخلی و استبداد حاکم بر جامعه را، به نفع خود مصادره کند. کاری که پیش از این، رژیم شکست آن را تجربه کرده است. تازه این شکست در شرایطی اتفاق افتاد که رژیم با سرکوب دانشجویان مبارز، آزادی خواه، کمونیست، سازمان های سیاسی – انقلابی و دیگر گروه های اجتماعی، و نیز با گزینش مزدوران و چماق بدستان خود به عنوان دانشجو، دانشگاه های کشور را، به حیاط خلوت خود تبدیل کرده بود. شرایط امروز جنبش دانشجویی که دیگر جای خود دارد.

علاوه بر این مگر جنبش دانشجویی فقط در تهران خلاصه شده است، که خامنه ای می خواست با ورود خود به دانشگاه علم و صنعت، ١۶ آذر را به نفع ارتجاع و استبداد حاکم مصادره کند. و یا  دولت احمدی نژاد بر این گمان باشد که با بسیج دانشجویان وابسته به خود و انتقال آن ها به دانشگاه تهران، قادر خواهد بود یک خیمه شب بازی دولتی براه اندازد، و آنگاه از طریق دوربین های صدا و سیما، مضحکه ای را که خود ساخته به نام ١۶ آذر و روز دانشجو، به خورد توده‌های مردم بدهد.

مسلما دوران پیش بردن چنین پروژه هایی، دیگر سپری شده است. جنبش دانشجویی هم اکنون هر روز که می گذرد، نه تنها بیشتر از پیش بر ضرورت گسترش مبارزات آزادی خواهانه و برابری طلبانه آگاهی یافته است، بلکه همچنین به این باور رسیده است که دست یابی به آزادی و برابری، جز با گسترش مبارزه و آنهم از طریق سرنگونی جمهوری اسلامی امکان پذیر نخواهد بود. چنانچه شاهدش بودیم، مراسم های روز دانشجو امسال نیز عمدتا به مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی تبدیل شد.

اگر چه به علت ضربات سنگینی که در سال گذشته، بر دانشجویان چپ و سوسیالیست وارد گردید، فقدان حضور مستقل آنها در مراسم بزرگداشت ١۶ آذر امسال کاملا محسوس بود، اما این را نباید به حساب از هم گسیختگی و سکوت دراز مدت دانشجویان چپ، سوسیالیست و برابری طلب گذاشت. بدون شک دانشجویان چپ و سوسیالیست قادر خواهند بود و صد البته لازم است با بررسی نکات ضعف و قوت شان، تعریف درستی از جنبش دانشجویی، خواستگاه و وظایف کوتاه مدت و دراز مدت آن داشته باشند. دانشجویان چپ و سوسیالیست حتما تا کنون دریافته اند که بدون پیوند ارگانیک با توده های دانشجویی، بدون در نظر گرفتن توازن قوا به شدت آسیب پذیر بوده و آشکارا در تیررس تهاجم نیروهای امنیتی رژیم قرارخواهند گرفت.

اگر چه جنبش دانشجویی در کلیت خود و گرایش چپ و سوسیالیست آن به طور اخص، هرگز جدای از کارگران، زنان، معلمان و دیگر اقشار توده های میلیونی مردم نبوده و نخواهد بود، اما نباید فراموش کرد که رژیم جمهوری اسلامی در سرکوب نیروهای مستقل و کمونیست درون جنبش دانشجویی، لحظه ای تردید به خود راه نخواهد داد. و چه بسا در این میان، نیروهای راست درون جنبش دانشجویی نیز، مترصد این فرصت اند که با سرکوب نیروهای چپ، رادیکال و کمونیست، فضای بیشتری را برای خود دست و پا کنند.

به هر حال با همه تمهیداتی که جمهوری اسلامی در هفته های پیش از برگزاری  ١۶ آذر به راه انداخت تا شاید بتواند حتا اگر شده گوشه ای از روز دانشجو را مصادره به مطلوب کند، اما آنچنان که شاهدش بودیم نه تنها سودی نبرد، نه تنها جنبش دانشجویی فرصت مصادره کردن روز دانشجو را به جمهوری اسلامی نداد بلکه همچنان شعارهای “مرگ بر دیکتاتور”، “دولت احمدی نژاد، دولت نیرنگ و فساد” و “خامنه ای پینوشه، ایران شیلی نمیشه” در مراسم بزرگداشت ١۶ آذر امسال نیز، همانند چند سال گذشته، فضای دانشگاه تهران را به لرزه در آورد. یقینا جنبش دانشجویی و به طور اخص نیروهای رادیکال و سوسیالیست درون این جنبش، قادرند با سازماندهی و گسترش مبارزات خود، یاری رسان کارگران و توده های مردم در امر گسترش مبارزه تا سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار حاکمیت شورایی باشند.

برگرفته از نشریه “کار” شماره ۵۳۹ – نیمه دوم آذر ۱۳۸۷

POST A COMMENT.